آموزش وردپرس
خانه / مقالات / روانپزشکی / شانه خالی کردن سازمان های بیمه گر از پوشش خدمات روان شناسی

شانه خالی کردن سازمان های بیمه گر از پوشش خدمات روان شناسی

گفت وگو با رئیس سازمان نظام روانشناسی و مشاوره؛

شانه خالی کردن سازمان های بیمه گر از پوشش خدمات روان شناسی

شانه خالی کردن سازمان های بیمه گر از پوشش خدمات روان شناسی
بحث بهداشت روان و برخورداری افراد از سلامت روانی یکی از موضوعات مهمی است که در هر جامعه محوریت تمرکز و موضوعیتی اساسی در برنامه ریزی های پزشکی و اجتماعی دارد.
جامعه و افراد برای برخورداری از یک زندگی مفید و سالم نیاز دارند تا همچنان که از سلامت جسمی برخوردارند از صحت و سلامت و روانی نیز برخوردار باشند. مساله ای که در کشورهای توسعه یافته حتی دارای ارجحیت و اولویتی بر مباحث پزشکی و جسمی است چرا که مبنا بر این است که افرادی که از روحیه ای قوی و روانی سلامت برخوردارند، به مراتب قدرت بیشتری در مقابله با بیماری ها و مشکلات جسمی دارند.

 یکی از مهمترین مسائلی که این روزها در کشور با آن مواجه هستیم، بحث افزایش مشکلات روانشناختی و کاهش سلامت روان در جامعه است؛ بحثی حیاتی که به رغم اعلام وضعیت خطر در آمارهای متعدد و متنوع ملی و بین المللی، دائما به حاشیه رانده شده و مورد بی توجهی مسوولین به جهت اهمیت سنجی، بودجه دهی و برنامه ریزی واقع شده است.

علاوه بر مشکلات و نوسانات اقتصادی، سیاسی و اجتماعی که در بحث سلامت روان مداخله کرده و به شدت بر آن اثرگذار هستند، مباحث فرهنگی هم در کشور ما بر این موضوع سایه افکنده و باعث ایجاد مشکلاتی در روند آن می گردد؛ مباحثی چون عدم شناخت درست نیازهای روانی و آسیب های آن در ترکیب با عدم آموزش و آگاه سازی جامعه، باعث سرکوب هرچه بیشتر این بیماری ها شده و سلامت روانی را از فرد و جامعه می گیرند.

در کشور این روزها آمار و اعداد مختلف و بعضا نگران کننده ای از باب به خط قرمز رسیدن (و حتی رد کردن آن) بحث سلامت روان ایرانیان مطرح می شود؛ مساله که به نظر می رسد با درصد بالای پرونده های تشکیل شده در قوه قضاییه نشان از افزایش خشونت و کاهش تاب آوری مردم داشته و آنان را مستعد خشونت و پرخاشگری ساخته است؛ داستانی که متاسفانه در مقایسه ها و آمارهای بین المللی نیز تایید می شود و عوامل متعددی (اقتصاد، سیاست، زندگی مدرن و …) را می توان در ایجاد آن دخیل دانست.

فاقد اهمیت پنداشتن این مباحث از سوی دولت، مسوولین و نهادهای متولی نیز به این داستان دامن زده و شرایط را وخیم تر ساخته است. یکی از مهمترین مصادیق این بی توجهی را می توان در بحث عدم پوشش خدمات بیمه ای نسبت به خدمات روانشناسی در سطح جامعه دید؛ مساله ای که مدت ها است به دلیل عدم صرفه اقتصادی از سوی بیمه ها مسکوت مانده است.

آنچه در ادامه می آید گفت وگوی پژوهشگر ایرنا با دکتر «محمد حاتمی» رئیس سازمان نظام روانشناسی و مشاوره در این خصوص است.

امروز وضعیت روانی جامعه ما خوب نیست و طبق آمارها از هر چهار ایرانی، یک نفر اختلال روانی دارد. نظر شما در این مورد و به صورت کلی راجع به وضعیت روانی کشور چیست؟ 
وزارت بهداشت متولی دادن آمار و اعداد و ارقام در رابطه با وضعیت روانی جامعه است. ما طرحی را به شهرداری تهران داده ایم که حداقل در تهران وضعیت سلامت روان شهروندان با توجه به مناطق و قشرهای مختلف، مشخص و غربالگری شود؛ امیدواریم این طرح تصویب شود تا بتوانیم یک عدد و رقم در تهران داشته باشیم و بعد در سطح ملی هم این کار را انجام بدهیم؛ اما این که اعلام شود از هر ۴ نفر یک نفر دچار اختلال روانی است، درست نیست و من این گونه فکر نمی کنم. این که بگوییم از هر ۴ نفر یک نفر نیاز به مشاوره دارد، به این معنی نیست که آن یک نفر اختلال روانی دارد. مثلا امکان دارد شما بخواهید ازدواج کنید، رشته ای را انتخاب کنید یا محل زندگی تان را تغییر بدهید و بسیار چیزهای دیگر و این بدان معنا نیست که شما اختلال روانی دارید. این اعداد و ارقامی که اعلام می شود و متفاوت هم هستند، شاخص این که وضعیت روانشناختی جامعه در کشور چگونه است را نشان نمی دهد؛ اما با توجه به این که در برخی شاخص ها ما هم کار روانشناختی کرده ایم و پالایش روانی جامعه در دستمان هست، می توانیم بگویم که مثلا نسبت به گذشته یا نسبت به استاندارد جهانی، مقداری در معرض خطر هستیم. مسائلی مانند اعتیاد، طلاق، افسردگی، اضطراب و ناایمنی خودشان را بیش از گذشته در جامعه نشان می دهند و هرکدام منبع به وجود آورنده اختلالات روانی هستند.
آیا سازمان نظام روانشناسی و مشاوره، سنجش و پیمایش کشوری در این باره داشته است؟
نه این کار به عهده وزارت بهداشت و درمان هست و ما چنین کاری نداریم و تازه می خواهیم که این کار را در طرح ملی انجام دهیم.امروز وضعیت روانی جامعه از نظر شما چطور است؟ 
من حدود ۲۰ سال سابقه فعالیت در این عرصه را دارم (سابقا کلینیک داشته ام و با مردم کار کرده ایم)، کارهای پژوهشی انجام داده ایم و پالایش روانی جامعه در دستمان هست؛ در نتیجه باید بگویم در خیلی از شاخص ها نیاز داریم که جهت مقابله و پیشگیری از اختلالات روانی و برخی از آسیب های اجتماعی یک انسجام ملی ایجاد شود.

یعنی این وضعیت بحرانی نیست؟ 
اگر پیشگیری نشود، وضعیت می تواند در برخی از شاخص ها مانند اعتیاد نگران کننده باشد. ایرنا: اعتیاد یک آسیب اجتماعی است اما در مورد مسائل روانی وضعیت چگونه است؟ مثلا مواردی فردی چون خشمی که امروز مردم در جامعه دارند؟ درست است این گونه شده است ولی یک آمار درست در این باره نداریم و برعکس هم وجود دارد؛ مثلا برخی از اقشار مانند جوانان و نوجوانان را می بینیم که فعالیت و نشاط دارند و نرخ امید به زندگی در جامعه نسبت به گذشته بیشتر شده است.

فکر نمی کنید افسردگی بیشتر شده است؟
افسردگی با نشانه های افسردگی تفاوت دارد. افسردگی یعنی اختلال اما نشانه های افسردگی یعنی این که هرکسی می تواند این علایم را داشته باشد.

  غیر از این است که نشانه باید رفع و حذف بشود تا به اختلال نرسد؟ 
بله به همین دلیل عرض کردم که پیشگیری باید مقدم بر درمان باشد ولی برای این که بیایم و این برچسب را بزنیم که جامعه افسرده و دارای اختلال روانی است و این را به عنوان سازمان متولی سلامت روانی کشور تایید کنیم، عدد درست و رقم صحیحی نداریم. می دانیم که نیاز هست تا در مورد شاخص هایی که برشمردم کار بیشتری انجام دهیم و پیشگیری کنیم. ورای این ها مسائل دیگری امروز در جامعه است که مرتبط با کاهش سلامت روان است؛ مثلا بیماری های مزمن داریم، بیماری های صعب العلاجی که همه ریشه روانی دارند؛ بیماری هایی چون سرطان، دیابت، اچ آی وی یا ام اس که ریشه روانی دارند یا مثلا بیماری های قلبی و عروقی که امروز بیشترین میزان مرگ و میر ما در جامعه بر اساس بیماری های قلبی و عروقی است و ریشه روانی دارد؛ تمام اینها را که کنار بگذاریم حتی در تصادفات رانندگی ۸۵ درصد عوامل انسانی دخیل است که مواردی چون حواس پرتی و شرایط روحی و روانی در آن دخیل است.

برای حل این معضلات چه کرده اید؟ 
ما یک سازمان ناظر و معیار هستیم نه سازمان مجری. سازمان مجری سازمان بهزیستی، وزارت بهداشت و درمان، وزارت کشور و صداو سیما هستند که بودجه مقابله با آسیب های اجتماعی و اختلالات روانی را می گیرند. ما صرفا می گوییم که این فرد صلاحیت دخالت در این موضوع را دارد یا خیر. مثلا هلال احمر از ما می خواهد که صلاحیت ۲۰۰ نفر را برای بحث مقابله با آسیب های روانی در مناطق سیل زده تایید کنیم تا از آنها استفاده کند. ما این را تایید می کنیم اما در این که آن سازمان آن افراد را ببرد در منطقه، چادر بزند و امور اجرایی را انجام دهد و… دخالتی نداریم؛ بنابراین ما سازمانی نیستیم که بگوییم در حوزه اجرایی چه کرده یا می کنیم.

وقت آن نرسیده است که دولت توجه جدی به این مساله کرده و شما را به یک سازمان مجری تبدیل کند؟ 
ما نمی خواهیم سازمانی مجری باشیم، انتظار داریم در وظایف خودمان به ما کمک کنند تا به نحو احسن انجام شود و چند صدایی ها تبدیل به یک صدا بشوند؛ و ناهماهنگی هایی که در موضوع پیشگیری وجود دارد رفع شود.منظور از چندصدایی چیست؟ 
یعنی عدم هماهنگی سازمان های متولی چون بهزیستی، وزارت کشور، صداو سیما در مباحث روانشناسی که هرکدام نوعی از ورود را دارند و آسیب ها اینها هستند.

بر این اساس شما به دلیل تخصصی که دارید بهتر می توانید اجرا کنید
قانون هم این را می گوید و این وظیفه را به ما داده است که پروانه را (چه به صورت مرکز چه به صورت فعالیت فردی) سازمان نظام روان شناسی صادر کند اما این توسط بسیاری از نهادها و افراد اجرا می شود و به همین دلیل در این زمینه ناهماهنگی وجود دارد که خود آن منجر به ازدیاد آسیب های اجتماعی در کشور شده است.

یعنی در قانون، صدور پروانه فقط برای نظام روانشناسی مقرر شده است؟
بله.

بر این اساس سازمان بهزیستی که همچنان پروانه کار می دهد با شما مداخله و موازی کاری دارد.
از زمانی که من مسوولیت سازمان را به عهده گرفته ام، اقداماتی را انجام داده ام که جلوی دادن مجوز توسط نهادهای غیرمسوول گرفته شود. و از طریق مجلس، دفتر رئیس جمهور، وزیر تعاون که در سازمان بهزیستی فعال است و مسوولین صدا و سیما جلسه گذاشته ایم و داریم پیگیری می کنیم که از این به بعد فقط یک جا این مجوز را صادر کند.

مهمترین اختلال روانی امروز در جامعه ما چیست؟ 
افسردگی

گستره بیماری افسردگی در کشور چقدر است؟ 
ما باید به آمارهای وزارت بهداشت متوسل شویم چون خودمان چنین اطلاعاتی را نداریم، ولی ۲۳٫۰ درصد آمار وزارت بهداشت است.

فکر نمی کنید این رقم بیشتر از اینها باشد؟ 
خیر. فکر نمی کنم.

شما در راستای این وضعیت چه کرده اید؟ 
همین که پروانه صادر می کنیم و روانشناسان را برای مقابله با اختلالات روانی آموزش می دهیم، مهمترین اقدامات این سازمان است. فکر می کنم از افتخارات جمهوری اسلامی است که سازمانی چون نظام روانشناسی و مشاوره را ایجاد کرده تا بیاید و افراد متخصصی را پیدا کند و به آنها مجوز بدهد تا بتوانند بروند در جامعه کار کنند.

آقای دکتر، عدم پوشش بیمه، در مورد خدمات روان شناسی به چه دلیلی است؟
یکی از کارهای مهمی که دولت یا نهادهایی که به اقشار آسیب پذیر خدمات ارائه می کنند باید انجام دهند (و به نظرم بسیار موثر هم هست) همین تصویب و نهادینه کردن پوشش خدمات بیمه ای برای استفاده از خدمات روانشناسی است که این  موضوع برای اقشار آسیب پذیری که توانایی مراجعه به روان شناس و روانپزشک را ندارند، مفید است.دلیل این عدم پوشش بیمه این است که بیمه تامین اجتماعی و خدمات درمانی، نرخ خدمات روان شناسی و مشاوره را زیاد می دانند، به همین دلیل می گویند خدمت دهی در این زمینه، مقرون به صرفه نیست. ما تقاضاهای مختلفی را در همین راستا به مجلس و هیات دولت داده ایم و آنها درصدد پیدا کردن راه حلی برای این مساله هستند. یکی از راهکارها این است که یارانه داده شود و دولت باید به تامین اجتماعی و خدمات درمانی یارانه ای را بدهد تا مردم توانایی برخورداری از این خدمات را پیدا کنند. آنها هنوز به تصمیم نرسیده اند و ما پیگیری می کنیم که این اتفاق بیفتد؛ اما مجلس پای کار تر است و آمادگی تصویب یک مصوبه در مورد این موضوع را دارد و به ما هم ابلاغ کرده اند که بنشینیم و صحبت کنیم. از طرف دیگر واقعیت امر این است که دولت می گوید باید تعرفه ها تصویب شود و تعرفه هایی که ما ابلاغ می کنیم بر اساس واقعیت هایی است که وجود دارد؛ مثلا من که دانشیار دانشگاه هستم اگر کمتر از ۱۲۰ هزار تومان برای ۴۵ دقیقه بگیرم، برایم مقرون به صرفه نیست. دولت برای این که بتواند خدمات بیمه ای بدهد احتمالا این مبلغ را نصف می کند و آن زمان من از این موضوع استقبال نمی کنم؛ در نتیجه یک سری مشکلات این چنینی هست که ما هنوز نتوانسته ایم بیمه خدمات اجتماعی را داشته باشیم اما به جد دنبال این موضوع هستیم، مخصوصا برای اقشار آسیب پذیر.

چرا هنوز دولت به این نتیجه نرسیده است که بهداشت روان هم به اندازه سلامت جسم اهمیت و حتی گاهی بر آن اولویت دارد؟
مقام معظم رهبری زمانی که شورای مرکزی خدمت ایشان رفته بودند دقیقا این جمله را گفتند که «سلامت روان حتی از سلامت جسم هم مهمتر است و باید به آن توجه شود». من این را تایید می کنم که در ساختارهای دولت مانند برنامه و بودجه یا بهزیستی به این مساله به چشم موضوعی حاشیه ای نگاه می شود؛ مثلا وقتی به بهزیستی می گوییم که نباید مجوز و پروانه به افراد بدهید (و این کار تخصصی را باید منحصرا نظام روان شناسی و مشاوره انجام دهد) برایش اهمیتی ندارد ولی من که متخصص هستم، از آسیب های این مساله خبر دارم.

بله این گونه است که هنوز بدنه حاکمیت یا اسناد بالادستی ما به اهمیت مهم سلامت روان توجهی ندارند. ولی من همین جا و به عنوان رئیس سازمان نظام روانشناسی و مشاوره اعلام می کنم که مهمترین چالش ما در دهه پنجم انقلاب اسلامی، بحث مسائل روانشناختی و نظام خانواده است (که بیگانگان دارند روی همین مسائل سرمایه گذاری می کنند).

سرمایه گذاری در سینما و تهیه فیلم با مضامین روانشناختی یکی از مواردی است که می تواند اهداف این سازمان را آموزش و اشاعه دهد، آیا تاکنون به این موضوع فکر شده است؟
یک ماه پیش با آقای دکترصالحی ملاقات داشتم و چند محور را در آنجا مطرح کردم؛ یکی بحث کتب روان شناسی زرد است که افرادی سودجو و غیر روان شناس دست به تولید کتبی تحت عنوان روان شناسی می زنند که  مطالبشان مبتذل و غیرقابل استفاده است و متاسفانه مردم می خرند؛ در بخش مطبوعات هم تبلیغات کاذبی توسط بعضی افراد می شود.

پدیده ای امروز در جامعه وجود دارد که معمولا به عنوان روان شناسی زرد شناخته می شود؛ روانشناسان زرد کسانی هستند که تخصص روان شناسی یا مدرک روانشناسی ندارند اما با مطالعه کتب روان شناسی و کلمات زیبا از این منابع وام گرفته اند و در بین مردم می روند و با زبان مردم شروع به صحبت در باب روان شناسی و مردم را جذب خود می کنند؛ برخی جاها اینها را دعوت می کنند، دنبال کننده در صفحات مجازی دارند اما اینها مورد تایید ما نیستند و هرکسی که اینها را دعوت کند یا برایشان کار مشاوره و امثالهم بگذارد از نظر قانونی اشکال دارد.

اینها را با وزیر مطرح کردیم که تعاملی مبنی بر نظارت ما و بخش نشر کتاب باشد و قرار شد تا تفاهم نامه ای داشته باشیم. بحث سینما هم هست که ما در این زمینه مسوولیت داریم؛ نه این که اثر تولید کنیم بلکه باید در مورد آثاری که تولید می شوند، به دو شکل با بخش سینمایی همکاری کنیم؛ یکی این که از لحظه ای که سوژه تصویب می شود تا زمانی که آماده پخش می شود، روانشناس باید در کنار آن تولید سینمایی باشد تا صیانت روانی جامعه تامین شود. دیگری این که بر تولیداتی که صورت گرفته است و هست، نقد روان شناسی داشته باشیم و به مسوولین و دست اندکارانی که آنجا هستند مشاوره دهیم. پیشنهاد ما به آقای وزیر این بود که نماینده سازمان نظام روان شناسی در شورای نظارت وزارت ارشاد حضور داشته باشد و به این قضیه کمک کند و ما در این موضوع مسوولیت داریم.

این مشارکت تا امروز نبوده است؟
خیر. اخیرا با توصیه هایی که شده و تفاهم نامه ای که با وزرات فرهنگ و ارشاد اسلامی خواهیم داشت، این مساله تصویب می شود و یکی از ضروریات جامعه است؛ صداوسیما هم همین است و همه برنامه ها اعم از برنامه های الف، ب و تمام برنامه هایشان باید روان شناس را در کنار خود داشته باشند.؛ روان شناسی که ما معرفی می کنیم و مسوولیتش را هم می پذیریم.

در نهایت ضرورت ورود دولت به این حوزه و تشکیل یک زیر مجموعه در وزارت بهداشت چقدر است؟
دو ماه پیش که با وزیر بهداشت آقای دکتر نمکی ملاقات داشتم، معاونت سلامت روان را به ایشان پیشنهاد دادم و ایشان فرمودند که «سلامت را چهار بعدی می دانند و همانطور که بر جنبه های زیستی اهمیت می دهند، ابعاد روانی، اجتماعی و معنوی را هم مدنظر دارند؛ و این چیزی است که سازمان بهداشت جهانی اعلام کرده است؛ بنابراین به این مساله اهتمام ویژه داشته و مساله جسم و روان را از هم جدا نمی دانند و باید روی آن برنامه ریزی کنیم». ایشان قول دادند که از ظرفیت بزرگ نظام روان شناسی جهت این موضوع استفاده کنند و در معاونت هایشان این موضوع به بحث جدی گذاشته شود ولی تاکنون خبری نشده است.

عوامل اثرگذار بر اختلالات روانی چه هستند؟
این مساله چند وجهی است و امروز در دهه پنجم انقلاب اسلامی با توجه به فضایی که در جامعه حاکم هست، معضلاتی وجود دارد. مثلا درست است که فضاهای مجازی فرصتی هستند که می توان از آنها استفاده کرد اما خود فضای مجازی ناایمنی را در فضای واقعی جامعه افزایش داده است؛ چون هدایت شده نیست و سواد استفاده از فضای مجازی در کشور وجود ندارد؛ این فضا در برخی موارد به تهدید بدل شده و باعث شده است که یکی از عوامل ایجاد اختلالات روانی و استرس، اضطراب و ارتباطات نادرست و دادن اطلاعات غلط باشد. به جز فضای مجازی شرایط منطقه ای و اوضاع اقتصادی هم دخیل است، اشتغال هم اثرگذار است و بحث هایی که در مورد گسست نسلی بین اعضای خانواده رخ داده است هم وجود دارد؛ خانواده ما امروز یک خانواده مستحکم و پایدار نیست و بین فرزندان و خانواده گسستی رخ داده و این گسست منجر به تعارضاتی در درون خانواده شده است که خود اینها باعث بسیاری از اختلالات روانی هستند.

چرا مسوولین در ایران وقتی به اهمیت مباحثی چون روانشناسی و سلامت روان اشراف دارند، در عمل کاری برای آن نمی کنند؟
دلیل آن این است که اهمیت این موضوع هنوز برای دوستان جا نیفتاده است. مسوولین ما باید یک روان شناس کنارشان باشد چراکه روان شناسان مسوول آرامش جامعه (مسوولین گرفته تا تمام شهروندان) هستند. فکر می کنم مسوولین ما هم نیاز به یک مشاور روان شناس دارند؛ از آقای رئیس جمهور گرفته تا کسانی که مدیر عامل جایی هستند یا به هر نحو مسوولیتی در جایی دارند؛ روان شناسان باید با آنان باشند تا در کنار آنها بتوانند مشورت هایی را بدهند که تصمیم گیری های شان اثربخش باشد. به این مساله هم توجه نمی شود و آن را مساله ای حاشیه ای می دانند. بارها و بارها هم گفته ایم اما اتفاقی نیفتاده است.

باید برای این مهم چه کرد؟
سازمان نظام روان شناسی باید جامعه را حساس تر کند. صدا و سیما در این حوزه همکاری بیشتری با ما داشته باشد. وزارت علوم، تحقیقات و فناوری، وزارت بهداشت، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی همکاری بیشتری کنند تا این فرهنگ را جا بیاندازیم و متعاقب آن این را بخواهیم یعنی سازمان وظیفه دارد که از دولت بخواهد که این قضیه اتفاق بیفتد. من پیشنهاد داده ام که رئیس سازمان ما مشاور استانداران سراسر کشور باشد؛ بعضی از استانداران به دلیل روابطی که خودشان دارند و بینش خوبی دارند (مانند استاندار فارس یا خراسان رضوی) اهتمام و همکاری خوبی دارند و از آنها تشکر می کنیم ولی این باید در جامعه نهادینه شود و به مساله سلامت روان توجه ویژه ای؛ شود هم برای مردم و هم برای مسوولین چر اکه بهره وری و توسعه را افزایش می دهد و توسعه پایدار باید از این کانال بگذرد.

همچنین ببینید

فاصله سنی فرزندان، علم روانشناسی چه می گوید؟

فاصله سنی فرزندان، علم روانشناسی چه می گوید؟ اگر فاصله بین زایمان‌های متعدد کم باشد، …

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *